حمایت امارات از تجاوز نظامی آمریکا به ایران تبعات اقتصادی شدیدی همچون زیان ۱۲۰ میلیارد دلاری بورس، کاهش ۸۰۰ هزار بشکهای تولید نفت و فرار سرمایهگذاران خارجی در این کشور را به همراه داشته است
تصور کنید سالها برای ساخت یک برج بلند در کنار دریا پول و وقت گذاشتهاید؛ برج آن قدر مشهور شده که همه سرمایهگذاران دنیا میخواهند در آن واحد بخرند. اما ناگهان جنگی در همسایگی شروع میشود و سرمایهگذاران فرار میکنند؛ ارزش سهام شما میریزد و تازه متوجه میشوید آن کسی که قول محافظت داده بود، شما را تنها گذاشته است.
این قصه غمانگیز کشورهای عربی حوزه
خلیجفارس بهویژه امارات در جنگ اخیر آمریکا علیه ایران است که دههها به پشتوانه حمایت از غرب برنامههای مختلفی را برای پیشرفت و توسعه اقتصادی اجرایی کردند اما در بزنگاه تاریخی تنها ماندند؛ حال سوال این است که وعده های توخالی واشنگتن در حوزه امنیت نظامی چگونه امارات و سایر متحدان عربی آمریکا در منطقه غرب آسیا را به سراب کشاند و رویاهای اقتصادی آنان را نقش بر آب کرد. پرسشی که باید پاسخ آن را در آمار و ارقام اقتصاد آنها جست و جو کرد.
یک فاجعه تمام عیار اقتصادی
امارات یکی از نزدیکترین متحدان آمریکا در منطقه است که در تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران از حامیان سرسخت متجاوزان بود و اکنون این جنگ فاجعه اقتصادی تمامعیار را برای این کشور به ارمغان آورده است. طبق آمارهای منابع اماراتی، ارزش بازار سهام دبی حدود ۱۶ درصد و ابوظبی حدود ۹ درصد سقوط کرده و در مجموع حدود ۱۲۰ میلیارد دلار از ارزش دو بازار اصلی امارات نابود شده است. بخش گردشگری که ۱۲ درصد تولید ناخالص داخلی امارات را تشکیل میداد، با کاهش ۶۰ تا ۸۰ درصدی رزروها مواجه شده است.
به گزارش ایرنا، امارات تصور میکرد زیر چتر امنیتی آمریکا در امان است، حالا میبیند که این چتر نه تنها محافظت نکرده، بلکه او را به هدفی آشکار تبدیل کرده است. دبی سالها به عنوان بهشت امن سرمایهگذاران تبلیغ میشد. اما جنگ این تصویر را درهم شکسته است. مدارس تعطیل شدهاند، خانوادههای خارجی کشور را ترک کردهاند، هتلها خالی شدهاند و حقوق کارکنان صنعت گردشگری نصف شده است. این یعنی ضربه مستقیم به مدل اقتصادی امارات که بر پایه جذب سرمایه و گردشگر خارجی بنا شده بود.
وعدههای توخالی آمریکا
حال سوالی که مطرح می شود این است چرا امارات با وجود این همه ضرر، همچنان در کنار آمریکا مانده است؟ پاسخ روشن است به دلیل وعدههایی که بعدها معلوم شد پشت آنها عمل نبود. آمریکا برای دههها به کشورهای عربی گفته بود: «پایگاه نظامی به ما بدهید، تسلیحات از ما بخرید و ما در مقابل، از شما محافظت میکنیم». امارات این وعده ها راباور کرد. پایگاه الظفره را در اختیار آمریکا گذاشت، میلیاردها دلار تسلیحات آمریکایی خرید و خود را متحد استراتژیک واشنگتن معرفی کرد. اما وقتی جنگ شروع شد، آمریکا نه تنها از امارات محافظت نکرد، بلکه بدون هماهنگی با امارات وارد جنگی شد که امارات هم قربانی آن شد.
آسیب شدید اقتصادی امارات از این جنگ فقط به سقوط ارزش سهام و یا گردشگری آن ختم نمی شود؛ با بسته شدن تنگه هرمز، بنادر این کشور که هاب اصلی توزیع کالاها بین بنادر خلیج فارس بودند نیز کارکرد خود را از دست دادند و حتی تولید و صادرات نفت این کشور نیز افت شدیدی را تجربه کرد.
این تحولات در حالی در کمترین زمان ممکن رخ داد که آمریکا به متحدانش وعده داده بود با محاصره دریایی تنگه هرمز و تحریم نفت ایران، تهران را به زانو درمیآورد اما نتیجه کار برعکس شد؛ بسته شدن تنگه هرمز، صادرات نفت کشورهای عربی را هم مختل کرد. قطر تولید گاز خود را متوقف کرد، تولید نفت امارات روزانه بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه کاهش یافت و کویت و بحرین وضعیت اضطراری اعلام کردند.
واقعیت تلخ این است که حتی اگر جنگ فردا تمام شود هم خسارتهای وارد شده برای ماهها و سالها باقی خواهند ماند. تأمین مجدد بیمه برای تانکرهای نفتی ماهها طول میکشد و حتی تحلیلگران بانک "گلدمن ساکس" پیشبینی کردهاند که برخی از کشورهای عربی تا ۱۴ درصد کاهش تولید ناخالص داخلی را تجربه خواهند کرد.
سرمایهگذارانی که فرار کردند
بازارهای مالی یکی از سریعترین بخشهایی هستند که به جنگ واکنش نشان میدهندو سرمایهگذاران جهانی معمولاً در دورههای نااطمینانی به سمت داراییهای کمریسکتر حرکت میکنند. همین رفتار، فشار فوری بر بازار سهام و اوراق امارات ایجاد کرده و خواهدکرد.
در دورههای تنش منطقهای، بازار سهام دبی معمولاً «۲ تا ۶ درصد نوسان هفتگی» را ثبت میکند و این نوسان در شرکتهای وابسته به تجارت، حملونقل و گردشگری شدیدتر است. از سوی دیگر، افزایش ریسک اعتباری باعث میشود «هزینه استقراض شرکتها تا ۸/۰درصد» بالا برود. این افزایش هزینه بهویژه برای پروژههای بزرگمقیاس که نیازمند تأمین مالی خارجی هستند، چالشبرانگیز است.
این وضعیت همچنین جذب سرمایه خارجی (FDI) را تحت فشار قرار میدهد. امارات در سال ۲۰۲۳ حدود «۲۳ میلیارد دلار سرمایهگذاری مستقیم خارجی» جذب کرده بود، اما دادههای بازار نشان میدهد که در دورههای نااطمینانی، جریان ورودی سرمایه کند میشود و سرمایهگذاران تمایل دارند تصمیمات خود را به تعویق بیندازند.
از این رو یکی از تلخترین پیامدهای جنگ برای امارات، فرار سرمایهگذاران خارجی است. آن طور که رسانه های عربی گزارش داده اند، حدود ۱۲۰ میلیارد دلار از ارزش بازار دو بورس اصلی امارات محو شده است. بخش گردشگری با کاهش ۶۰ تا ۸۰ درصدی رزروها مواجه است. همچنین خسارت مستقیم زیرساختهای امارات بین ۶۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است.
اینکه چرا سرمایهگذاران فرار میکنند، پاسخ روشنی دارد؛ سرمایهگذاران به دنبال امنیت هستند. وقتی میبینند کشوری بهطور مستقیم درگیر جنگ شده و به دلیل پشتیبانی لجستیکی و نظامی از متجاوزان به هدف مشروع تبدیل میشود، دیگر آن کشور را به عنوان «بهشت امن سرمایهگذاری» نمیبینند؛ بهطوریکه میتوان گفت «برند دبی» که سالها صرف ساخت و تبلیغ آن شده بود، در چند هفته آسیب جدی دید.
بحران اقتصادی پیش آمده برای امارات، فراتر از تصور آن بود برای همین در روزهای اولیه آتش بس امارات برای جلوگیری از بحران بزرگتر، دست به دامن همان آمریکایی شد که او را وارد این ماجرا کرده بود. مقامات امارات در واشنگتن درخواست خطوط سواپ ارزی (امکان دسترسی به دلار در شرایط بحران) را مطرح کردند. جالب اینجاست که رسانهها اعلام کردند که مقامات امارات در پشت پرده هشدار دادهاند اگر دلار به ما ندهید، مجبور میشویم معاملات نفتی خود را به یوان چین تغییر دهیم؛ این یک تهدید پنهان اما جدی بود.
حساسیت امارات
نسبت به شوکهای ژئوپولیتیک
گزارش اخیر صندوق بین المللی پول نشان داده که چرا اقتصاد امارات بیشتر از بسیاری از کشورهای دیگر نسبت به نااطمینانی منطقهای حساس است:علت اول وابستگی بالا به تجارت دریایی است به گونه ای که بیش از ۹۰ درصد کالاهای وارداتی از طریق دریا تأمین میشود.
دوم سهم بالای گردشگری در اقتصاداست که در برابر شوکهای روانی بسیار آسیبپذیر است.
اتکای قابل توجه به جریان سرمایه خارجی هم علت سوم است به گونه ای که تصمیمات سرمایهگذاران بهشدت به وضعیت ریسک وابسته است.
موضوع پروژههای بزرگمقیاس که نیازمند تأمین مالی بینالمللی هستندهم مطرح بوده وبه علاوه، وابستگی نسبی به درآمد انرژی که نوسان قیمت نفت را مهم میکند.
این عوامل باعث میشود شوکهای امنیتی بهطور همزمان بر چندین بخش اثر بگذارند و شدت فشار اقتصادی را افزایش دهند.
به همین دلیل است که ناظران اقتصادی معتقدند که جنگ و نااطمینانی ژئوپولیتیک برای امارات نوعی «ریسک چندلایه» ایجاد کرده است که بهطور همزمان بر تجارت، گردشگری، بازارهای مالی و انتظارات اقتصادی اثر میگذارد. این ریسکها با افزایش هزینههای حملونقل، افت جریان سرمایه، کاهش تمایل به سفر و نوسان بازارهای مالی خود را نشان میدهند و میتوانند در کوتاهمدت تا میانمدت بر رشد اقتصادی فشار وارد کنند.
دیگر بازندههای اصلی میدان
البته امارات دراین کابوس اقتصادی تنها نیست. سایر کشورهای عربی که همراه آمریکا شدند یا به خاطر حضور نظامی آمریکا در خاکشان هدف قرار گرفتند، هرکدام به نحوی ضرر کردهاند. قطر، بزرگترین تولیدکننده گاز مایع جهان، تأسیسات اصلی خود را از دست داده است و طبق آمارها، خسارت سالانه قطر حدود ۲۰ میلیارد دلار برآورد شده و ممکن است سالها طول بکشد تا به ظرفیت قبلی بازگردد.
پیشبینی میشود تولید ناخالص داخلی کویت تا ۱۴ درصد کاهش یابد و رشد اقتصادی عربستان هم حدود ۶/۶ درصد کاهش یابد.
به عبارت بهتر، عربستان که در این جنگ نقش کمرنگتری داشت، حالا در حال بهرهبرداری از بحران پیش آمده برای امارات است. در این راستا، ریاض در حال اجرای طرح «چشمانداز ۲۰۳۰» برای تبدیل شدن به قطب اقتصادی منطقه به جای دبی است و جنگ این فرصت را برای جذب سرمایههای فراری از امارات فراهم کرده است.
بدین ترتیب ، به غیر از اینکه بازنده اصلی تجاوز نظامی علیه ایران ایالات متحده آمریکاست، اما به استناد آمارهای اقتصادی باید گفت که متحدان منطقهای کاخ سفید که در یک سال گذشته ترامپ را با انبوه هدایای گرانبها بدرقه کرده بودند، اکنون با هدایایی که از جنگ آمریکا علیه ایران
گرفتهاند دست به گریبان هستند.
جنگ آمریکا علیه ایران یک درس تلخ اما واقعی به کشورهای عربی داد و آن اینکه اتحاد با آمریکا دیگر نه تضمینکننده امنیت است و نه ضامن سود اقتصادی؛ نظم قدیمی منطقه برای همیشه تغییر کرده است و اگر بناست رشد اقتصادی در منطقه رخ دهد باید برای همه بازیگران منطقه ای باشد؛ بازندههای واقعی، همانهایی هستند که دیروز آمریکا را ناجی خود میدانستند و امروز زیر آوار بحران اقتصادی تنها ماندهاند.
شما چه نظری دارید؟